مامان بزرگ اقای پ
-
تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 0:27
خدا رو شکررررررررررر مادر بزرگ اقای پ امروز به هوش اومده و حتی گفته بهم غذا هم بدین (^-^)انقدر خوشحالم که حد و اندازه نداره هیچوقت از رحمت خدا نا امید نشیم به خودم میگم که یادم نره خب از خاطرات : دیروز و امروز با اقای پ تا مدرسه رفتم و برگشتم. دیروز منو تا مدرسه خودشون برد و برام دوتا جوجه اردک خری
بی خوابی
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 3:55
چرا دو شبه نمیتونم بخوابم؟ ایا اینها از علائم روانی شدنه؟ امروز علیرضا رفت پیش خانم مشاور . مادرش زنگ زد و ازم تشکر کرد و گفت مشاوره عالی بوده و خانم مشاور با علیرضا خیلی کار کرده و از یک ساعت بیشتر اونجا موندن . خانم مشاور گفتن که مشکل علیرضا نداشتن تمرکزه و بمن هم گفتن ک باهاشون تماس بگیرم . و خبر...
خوبم
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 3:55
امروز از بچه ها ازمون قلمچی گرفتم. جدا از اینکه ی سوالایی دادن که بچه ها هنگ کردن ، مردم تا حالیشون کردم جوابا رو باید تو پاسخ نامه بزنن و با مداد پر کنن و همه گزینه ها رو نزنن. اصلا یه وضعیتی بود . دست گیره ی در رو هم کندن :| زنگ اخر هم کاردستی هندونه ای ساختیم و کارت پستال :) مادر علیرضا ... این ع...
اولین آزمون ضمن خدمت عمرم
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 3:55
فردا اولین آزمون ضمن خدمت عمرمو دارم . تفسیر سوره ی صف. فقط یدور سر سری تفسیر آیات رو خوندم . اگه تا فردا مرور کنم میدونم که از پسش بر میام . ازمونش آنلاینه . خدا نکنه که سایت باز نشه . راستی امروز زنگ زدم به خانم کاویانی مشاوره علیرضا . خیلی خوب و با حوصله همه چیز رو برای من توضیح داد . گفت مشکل عل...
آزمون
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 3:55
15 شدم :| نوشت قبول نشدی. مامان ده گرفت. برا بابا هم من ازمون دادم اونم قبول نشد . همه هنگ کردیم . بابا زنگ زد به دوستش گفت اقا طرف داشتیم 19 شده براش نوشتن قبول نشدی. یعنی حتما باید بیست میشدیم یا سامانه قاطی کرده؟ یا نه کلا میخواستن کلاه برداری کنن
قبول شدم
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 3:55
خخخ سامانه آزمون هنگ کرده بود . طرف بیست شده بود براش نوشته بود قبول نشدی . ساعت 6 درست شد . من و بابا قبول شدیم با نمره ی 15 و مامان رد شد . کلا اطلاعات من در حد همون 15 بود :)) سه ماه بود درس نخونده بودم . دیشب که میخوندم خیلی حس خوبی بود . ولی همه شو نرسیدم . یه عالم برگه ی املا دورم ریخته. الان ...
چرا جمعه ها انقدر مزخرفه
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 3:55
فک میکنم از روزهای هفته فقط چهارشنبه رو دوست دارم. جمعه ها همیشه دلگیره. دبیرستان، دانشگاه و الان . ولی دبستان و راهنمایی که بودم واقعا داشتم کیف میکردم . از همه چیز لذت میبردم از همه چی راضی بودم هر کاری میکردم که بهم خوش بگذره ولی الان تسلیمم . فقط نگاه میکنم. حال به حالیم. یه روز خوب یه روز بد یه...
باز هم بی خوابی
-
تاریخ: 1395/10/5 ساعت: 3:55
چرا نمیتونم بخوابم
فردا دومین جلسه با اولیا
-
تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:16
فردا جلسه دارم . امیدوارم فردا از اولیا انرژی مثبت بگیرم و روز خوبی داشته باشم . باید شاد بود . امروز 8 نفر نیومده بودن . فک کنم چهارشنبه از من ویروس گرفتن . خلاصه کلاس امروز عالی بود . آرام و بی تنش . فکرشو کنید با 8 تا شاگرد کمتر چقد کلاس خوب میشه . اصلا خدا کنه فردا هم نیان اون 8 نفر . احساسی ک ب...
جلسه با اولیا 2
-
تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:16
امروز جلسه ای سرشار از آرامش را سپری کردیم :) ماشاءالله ماشاءالله ماشاءالله . بدون هیچ گونه مزاحمتی . آخه خانم مدیر رفته بودن بیرون مدرسه خخخ خدا رو شکر فقط هم مامان ها اومده بودن و موذب بودن هم نداشتیم . مامان علیرضا چقد با نمک بود :) و فقط مامان امیر مهدی رو با ده من عسل نمیشد خورد . خدا رحم کرد ا...
یک عدد گلی
-
تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:16
ما از دار دنیا یک عدد گلی داریم که صبر بی اندازه ای در تحمل ما دارد . شاید هم نداشته باشد ولی به دلیل سریش بودن اینجانب ، و احساس راحتی با وی ، هر وقت عشقمان می کشد به تلگرام وی مراجعه کرده و هر چقد دلمان بخواهد پیام میگذاریم و چرت و پرت مینویسیم و استیکرهای خرگوشی نثارش میکنیم . حالا چه او بازخورد ...
بازرس
-
تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:16
گفتم بازرس قراره بیاد مدرسه !؟ دعا کنید نیاد امروز و فردا...اخه توی پوشه ی کارم حتی یدونه طرح درس هم نیست . دوباره همون آهنگ دلم گرفت فقط منم که نمیخوام تو شهر خودم زندگی کنم یا شما هم اینطوری هستید ؟ دلم میخواد سفر کنم . تو سفر باشم . نه جاهای لوکس و شلوغ . جاهایی که مردمش ساده باشن . یادش بخیر کرد...
بی ح و صله
-
تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:16
خدا رو شکر ک فردا این هفته تموم میشه امروز با سامیا دعوا کردم . خیلی پررو ء. بهش گفتم فردا مادرتو بگو بیاد مدرسه. حالا فردا حوصله مامانشو کی داره عح . با استاد برنامه ریختیم برا علیرضا . که اگه بشه یکشنبه بره مشاوره . امیدوارم همه چیز خوب و عالی پیش بره و علی هم مثل بچه های دیگه تو کلاس اکتیو بشه . ...
میدونستید شنبه تعطیله؟
-
تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:16
خب اگه میدونستین شنبه تعطیله چرا بهم نگفتین؟! این هفته بچه ها کیف میکنن چون توتکلیف زیادی ندارن . چون نمیدونستم شنبه هم تعطیله :| این هفته بازرس نیومد ممنون که برام دعا کردین :)) ولی احتمالا هفته ی بعد بیاد . ممد امروز برگشت مدرسه و کاش امروز وضعیت کلاسو میدیدین . هیچوقت معلم پسرا نشید بد ترین دخترا...
خوابم میاد
-
تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:15
صب که پا شدم دیدم گوله گوله برف میاد از آسمون ولی رو زمین ننشست . همون سر صبحی با داداش دعوام شد و تقصیر خودش بود. خوابم میاد . دور و برم یه عالم برگه ریخته که حوصله تصحیحشو ندارم نماز نخوندم فقط میخوام بخسبم یه عالم. با سمی امروز حرف زدم :) وای ی عالمممممم کار دارم عح
چرا فکر کردم امروز پنج شنبه است ؟؟؟
-
تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:15
بازهم کارهام موند . تکالیف هفته ی پیش بچه ها. توصیف برا املاهاشون. طرح درسا. چک لیست. خوندن امتحان. کتابااااااا. عح. خدا کنه این هفته زودتر تموم بشه اخر هفته ی بعد بیاد :) راسی. وقت گرفتم برای علیرضا . ساعتی 36 تومن . بازم خوبه . مادرش گفت ایرادی نداره برای یک جلسه ببرمش ببینم چی میشه . خدا کنه همه ...
منتظر
-
تاریخ: 1395/9/27 ساعت: 10:15
بعد از مدتها میخواستم امشب نقاشی کنم با گلی . که یهو گفت نقاشی کنسل و بعدا میام میگم و تا الان منتظرم که بیاد و نیومده . منم برگه هامو تصحیح کردم و بیخیال شدم . دندون پر کرده ام درد میکنه . یه تیکه اش انگار پریده. یاد حرف محمد افتاد که یهو وسط حرف پرید گفت خانم دندوناتون چرا انقد سیاهه . گفتم محمد ت...
:(
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 5:57
10:37وقتی آقای ب پیام داد . و من دیگه خوابم برده بود. ولی همین ک پیام داده بود بس بود . آدم باید وقت شناس باشه اخه 10 ب بعد وقت پیام دادنه؟ صب با مصوم و آقای مجید رفتیم اداره. اولین بار بود آقای مجید رو میدیدم . خیلی متین بود :) ا اونور رفتیم سوار ون شدیم و پیش ب سوی کارگاه آموزشی .وسط راه یکی زنگ ز...
منتظر برای مذاکره
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 18:01
من از سیاست هیچی نمیدونم . هیچی. الان نمیدونم باید خوشحال باشم از اینکه ترامپ رئیس جنهور شده یا ناراحت. فقط میدونم از این مرد مو زرد خوشم نمیاد . یکشنبه شب نزدیک 9 دوشنبه شب 6.15 سه شنبه شب 6.15 فک میکردم آقای ب همیشه ساعت 6.15 پیام میده ولی الان 7.15 هنو نیومده :) نه که نگرانش باشما نه. فقط انتظار ...
آقای ب روز دوم
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 21:14
امروز روز دوم مذاکرات ( بقول آقای عنایت ) با آقای ب بود . سعی کردم دیگه از حمید و زهرا کمک نگیرم و خودم باشم . ش هم پیام داد و یه چیزایی گفت که یکم اعصابم خط خطی شد و فهمیدم یه اشتباهی کردم . همیچوقت تو زندگیتون ساده نباشین.از من به شما نصیحت . چیزایی که از آقای ب فهمیدم : فیلسوف پر چونه زیادی عاقل ...