
من دارم xa0.xa0 امروز با اقای پ اول رفتیم مدرسه شون برای یه سری کارا . بعد حرف خونه شد و مدیرشون بین صحبتا ادرس خونشون رو داد . من و اقای پ هم یواشکی رفتیم خونه شون رو از نمای بیرون دیدیم . خیلی قشنگ بود ولی کلی همسایه داشت و از شهر دور بود . خوشم نیومد از جاش .xa0بعدش رفتیم به دنبال حجله . اخرش هم ادرسی رو پیدا کردیم که دقیقا چسبیده بود به دیوار مدرسه پارسالم و میز و صندلی کرایه میداد و حتی پسر کو...
ادامه مطلب
خب سریع بنویسم . پنجشنیه ما چهارتا و دایی بهمن اینا و خاله گل و سبا خانوم و اقاش و خاله شهری و عروسش و پسرش و ملیسا کوچولو رفتیم به سمت خونه ی اقای پ . منو اقای پ باهم رفتیم من یکم استرس داشتم . وووی وقتی رسیدیم گوسفندو کشتن و گفتن باید از روی خونش رد بشی منم نوک کفشو زدم بهش و سریع پریدم از روی بد ...
ادامه مطلب
امروز از بچه ها ازمون قلمچی گرفتم. جدا از اینکه ی سوالایی دادن که بچه ها هنگ کردن ، مردم تا حالیشون کردم جوابا رو باید تو پاسخ نامه بزنن و با مداد پر کنن و همه گزینه ها رو نزنن. اصلا یه وضعیتی بود .xa0 دست گیره ی در رو هم کندن :| زنگ اخر هم کاردستی هندونه ای ساختیم و کارت پستال :) مادر علیرضا ... این علیرضا نه ها ....اون علیرضا هم اومد که ببردش.چقد خوش خنده و مهربونه ازش خوشم میاد . و گفت با علیرضا کلی صحبت کرده که بچه ی خوبی بشه :) و شده .xa0...
ادامه مطلب
خب اگه میدونستین شنبه تعطیله چرا بهم نگفتین؟! این هفته بچه ها کیف میکنن چون توتکلیف زیادی ندارن . چون نمیدونستم شنبه هم تعطیله :|xa0 این هفته بازرس نیومد ممنون که برام دعا کردین :)) xa0ولی احتمالا هفته ی بعد بیاد . ممد امروز برگشت مدرسه و کاش امروز وضعیت کلاسو میدیدین . هیچوقت معلم پسرا نشیدxa0 xa0بد ترین دخترا با بهترین پسرا قابل مقایسه نیستن . دخترا ماهن مادر سامیا امروز نیومد . چون سامیا به مادرش نگفته بود . منم امروز تحویلش نگرفتم .xa0 علیرضا هم که دیگه سر ما برد امروز. سید علی هم امروز اومد...
ادامه مطلب
بازهم کارهام موند xa0. تکالیف هفته ی پیش بچه ها. توصیف برا املاهاشون. طرح درسا. چک لیست. خوندن امتحان. کتابااااااا. عح. خدا کنه این هفته زودتر تموم بشه اخر هفته ی بعد بیاد :) راسی. وقت گرفتم برای علیرضا . ساعتی 36 تومن . بازم خوبه . مادرش گفت ایرادی نداره برای یک جلسه ببرمش ببینم چی میشه . خدا کنه همه چی خوب پیش بره و خدا کنه مادرش ادامه بده . امروز هوا آفتابی. چی میشه پس فردا برف باشه خخخخ مدرسه تعطیل بشههههه...
ادامه مطلب
عح چرا انقد زود از مدرسه زده شدم؟ تو هفته ی سوم؟ از کلاسم خوشم میاد اما کارمندا نه. اصلا دلم نمیخواد یک دقیقه هم پیششون بشینم. از بس انرژی منفی میدن سمتم.مخصوصا مدیر . برنامه ی فردام مونده.میخوام لپ تاپ ببرم هم برای قرآن و هم برای اجتماعی . مقواها رو بچسبونم تو کلاس .بچه ها دستاشونو کشیدن و بریدن.همه رو چسبوندم روی مقوا که امتیازاشونو اونجا براشون بزنم.همش میگفتن خانم دستامونو میخواین چیکار :) فردا ببینن خوششون میاد. خیلی دلگیره امشب قران.ریاضی.بخوانیم.اجتماعی.هنر . بگم چی بکشن؟ xa0...
ادامه مطلب
رفتم اداره . میگه نقل و انتقال اضطراری میخوام انجام بدم . یا میفتی شرف چهارم یا بهشتی یه پایه ی نامعلوم و گفت تا بیستم باید صبر کنم .که بر حسب امتیاز سازماندهی بشیم . اگه بر حسب امتیازه پس ماهی چطوری ابلاغ گرفته؟ xa0اون که امتیازش از همه ما کمتر بود :| از خ ا متنفرم . مردک پلید شیاد . برام دعا کنیدxa0...
ادامه مطلب