یک عدد گلی

خرید بک لینک
ما از دار دنیا یک عدد گلی داریم که صبر بی اندازه ای در تحمل ما دارد . شاید هم نداشته باشد ولی به دلیل سریش بودن اینجانب ، و احساس راحتی با وی ، هر وقت عشقمان می کشد به تلگرام وی مراجعه کرده و هر چقد دلمان بخواهد پیام میگذاریم و چرت و پرت مینویسیم و استیکرهای خرگوشی نثارش میکنیم . حالا چه او بازخورد بدهد چه ندهد . یعنی فقط نفس عمل که تخلیه و خالی کردن دق و دلی خودمان است مهم می باشد و بقیه ی چیزها اصلنی مهم نیس .

شاید اصلا فقط تیک دوم مهم است.

چرا کتابی نوشتم ؟

معلومه با لپ تاپ اومدم یا نه ؟

اصولا هروقت با لپ تاپم پر چونه تر میشم .

با گوشی سخته نوشتن .

امروز اولیا نمیدونم چ مرگشون بود هی فرت فرت زنگ میزنن بهم.

مامان هلیا زنگ زده بهم میگه الهی قربونت برم هلیا اعصابمو خورد کرده من اینو خیلی ب خودم وابسته کردم الان جلویخودش زنگ زدم که بگم دیگه از امشب کاری به کارش ندارم اصلا رفوزه بشه :))

آبجی مانی زنگ زده که شما امروز به مانی گفتید از تو انتظار نداشتم و مانی ناراحته که از دستش ناراحتید :)

مامان مبین زنگ زده که مبین امروز چجوری بود ؟ الان اینجا موش شده :)

مادر دوتا علیرضا هم که دیگه به کنار :)

چش زدین یعنی منو ؟؟؟ :))

به استاد پیام دادم و ازش یاری خواستم برای کمک به علیرضا :( دعا کنید درست بشه

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: شنبه 27 آذر 1395 ساعت: 10:16

صفحه بندی