منه 23 ساله

متن مرتبط با «جلسه اول خواستگاری» در سایت منه 23 ساله نوشته شده است

فیلم اول

  • نیلوبلاگ

    سلام . یه هفته ی شلوغ دیگه رو هم پشت سر گذاشتم .شاید این هفته هفته ی اخر دانشگاه باشه پس تا دوشنبه یه پاور پوینت باید حاضر کنم و یه تحقیق که بدم به دوتا استادچند جلسه از جزوه هامم ننوشتم باید بنویس...

    ادامه مطلب
  • اولین آزمون ضمن خدمت عمرم

  • نیلوبلاگ

    فردا اولین آزمون ضمن خدمت عمرمو دارم . تفسیر سوره ی صف. فقط یدور سر سری تفسیر آیات رو خوندم . اگه تا فردا مرور کنم میدونم که از پسش بر میام . ازمونش آنلاینه . خدا نکنه که سایت باز نشه . راستی امروز زنگ زدم به خانم کاویانی مشاوره علیرضا . خیلی خوب و با حوصله همه چیز رو برای من توضیح داد . گفت مشکل علیرضا اختلال خواندن و خیلی قبل تر از اینها باید معلماش شناسایی میکردن و میفرستادن تا درمان بشه که کار انقدر سخت نشه . و بهم گفت از نظر هدشی هیچ مشکلی نداره و خدا زو هزار بار شکر کردم که اینو بهم گفت . حالا همه ی تلاشمو میکنم که بتونه به همسنای خودش برسه و میدونم که گیراییش رو داره . فقط باید از سال اول شروع کنم . خانم کاویانی گفت باید از ترکیب شروع کنی و بعد برسی به نوشتن . خوبه که من بیست دقیقه بع...

    ادامه مطلب
  • فردا دومین جلسه با اولیا

  • نیلوبلاگ

    فردا جلسه دارم . امیدوارم فردا از اولیا انرژی مثبت بگیرم و روز خوبی داشته باشم . باید شاد بود . امروز 8 نفر نیومده بودن . فک کنم چهارشنبه از من ویروس گرفتن . خلاصه کلاس امروز عالی بود . آرام و بی تنش . فکرشو کنید با 8 تا شاگرد کمتر چقد کلاس خوب میشه . اصلا خدا کنه فردا هم نیان اون 8 نفر . احساسی ک ب تو دارم ی حس فوق العاده اس من عاشق کسی شدم ک خیلی صاف و سادس اهنگ گوش میدما . هنگ قاط در حال جذب انرژی فوت فوت فوت انرژی منفی دور شو...

    ادامه مطلب
  • جلسه با اولیا 2

  • نیلوبلاگ

    امروز جلسه ای سرشار از آرامش را سپری کردیم :) ماشاءالله ماشاءالله ماشاءالله . بدون هیچ گونه مزاحمتی . آخه خانم مدیر رفته بودن بیرون مدرسه خخخ خدا رو شکر فقط هم مامان ها اومده بودن و موذب بودن هم نداشتیم . مامان علیرضا چقد با نمک بود :) و فقط مامان امیر مهدی رو با ده من عسل نمیشد خورد . خدا رحم کرد این بچه مخ نیس . برگشته میگه براش کلاس ریاضی بذار باهات حساب میکنیم :/ پررو . انگار من بیکارم . حالا خوبه من از وقت خودم و بدون اجر و مزد یه ربع بعد مدرسه با بچه هایی که ریاضیشون ضعیفه کار میکنم :/ شاید من پرروش کردم . ولی به جز اون بی مخ از همه انرژی مثبت گرفتم . خدا رو شکرررررررررررررررررر امروز هم مثل دیروز 7.8 نفر غایب بودن و کلاس بسیار بسیار آرام بود . مخصوصا با نبود محمد :) آنفولانزا گرفته . ...

    ادامه مطلب
  • جلسه

  • نیلوبلاگ

    امروز مدرسه تعطیل بود . چون برا همه معلما با هم جلسه گذاشتن تعطیل کردیم مدرسه رو .جلسه تو مدرسه ی مصوم اینا بود . همون مدرسه ای ک اقای خ میخواس منو بفرسه ولی من قبول نکردم. صب ک رسیدم با خانم کلاس دومای همون مدرسه یکمی پشت در موندیم تا خانم معاون اومد و در رو وا کرد .بعدشم ف ح رسید و منو برد دفتر .یکم منتظر شدیم مصوم هم اومد . بعدش م و بعد رفتیم بیرون دفتر و بعدش نماز خونه .کلی معلم جمع شدن.خانم و اقا . یکی رو دیدم ک فکر میکنم همون اقاهه بودش.اونم همش طرف ما رو نگا میکرد .ولی بازم مطمئن نیسم .خلاصه بعد از سخنرانی اقای رئیس در نمازخانه :) رفتیم توی کلاسامون . اقای ...

    ادامه مطلب
  • جلسه برگزار شد

  • نیلوبلاگ

    حالم خیلی بده. جلسه امروز مدیر اومد کلاسم و هر حرفی زدم دخالت کرد.45 دقیقه حرف زد.بعد اینکه رفت.تونستم ی ربع راحت با اولیام حرف بزنم.نمیتونم جزئیاتو بنویسم. بنظرتون اشنا شدن با ی ادمی ک نمیشناسم ولی اون منو میشناسه منطقیه؟ ی ادمی ک دوستم معرفی کرده.نمیدونم چرا نگفتم نه.اشتباه کردم؟ اره هم نگفتم...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    جلسه با اولیا کلاس دوم | جلسه با اولیای دانش آموزان | جلسه با اولیا کلاس اول | جلسة عربية | جلسه خصوصی مداحان | جلسه ارضيه بالانجليزي | جلسه پرستشی کلیسای ایرانیان | جلسه اول خواستگاری | جلسة مع الكفو | جلسه ارضيه