استرس گرفتم
اخه جاریم تو واتس بهم پیام داده و درباره سنبل هفت سینم داره تز میده البته داره تعریف میکنه ها ولی من استرس میگیرم
امروز موقع ناهار یعنی نزدیکای ۳ :) دیدیم شماره داداش پ و زن داداشش رو گوشیشه . فک کردیم میخوان بیان اینجا . بعد دیدیم نه مث اینکه حال داداشش بد شده و بالا اورده و فلان . سنگ هم داره مث اینکه نتونسه دفع کنه حالش بد شده . بعد جالب اینجاس ب اون یکی داداشش ک خونه اش هنونجاس زنگ نزدن . ب پ ک یه شهر دیگه اس زنگ زدن . ایش . البته از این بابت خوشحالم ک رو پ حساب میکننا ولی دیگه انقد اخه بی درک عمل کردن یجوریه
خلاصه پ تندی پوشید و ناهار نخورده رفت ک ببردش بیمارستان و هنو برنگشته . گفت همون سنگش بود .
ی اقایی هم تو کوچه مون از این موسیقی گردنیا داره غمگین میخونه . میخواسم براش پول پرت کنم از بالکن پاییت ولی دیگه برنگشت . از دور صدای خوندنش میاد .
منه 23 ساله...ما را در سایت منه 23 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 31