امروز تولد اقای پ است
بعد مدرسه زودی ناهار خوردیم خسته و کوفته با فاطمه راه افتادیم رفتیم کلاس فیلمسازی . یه استاد جدید داریم برای درس جدید فیلمنامه نویسی خیلی بلده . کلاسشم سراسر جدیت و شلوغ یعنی بچه هایی ک با ما کلاس ندارن هم میان میشینن توش . ممد فیلم تدوین شده ی ما رو تو کلاس جلوی استاد نشون داد من فقط خندیدم تو تاریکی نمیدونم از ذوق بود از خجالا فیلم زاقارتمدن بود از چی بود ولی انقد با مبینا خندیدم که از چشمام اشک میریخت . خلاصه فیلممون نشون داد و استاد گفت ب عنوان تجربه اول بد نیست ولی یجوری گول زدین مخاطبو و مخاطب از فیلمی ک ب شعورش توهین بشه خوشش نمیاد . خب اینم نکته ی امروز .
بعد هم کلاس فیلمبرداریمون بود استاد گفت سه شنبه بعد بریم پارک فلانجا عکاسی و گفت تا هفته بعد بهتون وقت میدم ده تا شات حاضر کنید ک تاییدش کرده باشم و بعد نمایشگاه بزنیم خلاصه ک کلاس داره جذاب میشه . بعد کلاس اومدیم خونه مامانم اینا با کیک و شمع زرد :)
بنظرم خیلی کیک و شمع امسالش بامزه شده . البته هنو شمعا رو فوت نکرده چون دارن شطرنج بازی میکنن
راسی چندتا نمره هام اومده .
آمار ک اونقد زحمت کشیدم براش بیست شدم :)
امتحان اخرم هم ک خیلی ناراحتش بودم ۱۹ شدم . یکی هم ۱۷ شدم یکی هم ۱۸.۵ ولی خدایی این دوتا رو خوب تر داده بودم نمیدونم چرا همچین شد :))
هنو نمره ی اون سخته نیومده میترسم خیلییییی
منه 23 ساله...ما را در سایت منه 23 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 38