
امروز مدرسه تعطیل بود . چون برا همه معلما با هم جلسه گذاشتن تعطیل کردیم مدرسه رو .جلسه تو مدرسه ی مصوم اینا بود . همون مدرسه ای ک اقای خ میخواس منو بفرسه ولی من قبول نکردم. صب ک رسیدم با خانم کلاس دومای همون مدرسه یکمی پشت در موندیم تا خانم معاون اومد و در رو وا کرد .بعدشم ف ح رسید و منو برد دفتر .یکم منتظر شدیم مصوم هم اومد . بعدش م و بعد رفتیم بیرون دفتر و بعدش نماز خونه .کلی معلم جمع شدن.خانم و اقا xa0. یکی رو دیدم ک فکر میکنم همون اقاهه بودش.اونم همش طرف ما رو نگا میکرد .ولی بازم مطمئن نیسم ...
ادامه مطلب