جلسه

خرید بک لینک
امروز مدرسه تعطیل بود . چون برا همه معلما با هم جلسه گذاشتن تعطیل کردیم مدرسه رو .جلسه تو مدرسه ی مصوم اینا بود . همون مدرسه ای ک اقای خ میخواس منو بفرسه ولی من قبول نکردم. صب ک رسیدم با خانم کلاس دومای همون مدرسه یکمی پشت در موندیم تا خانم معاون اومد و در رو وا کرد .بعدشم ف ح رسید و منو برد دفتر .یکم منتظر شدیم مصوم هم اومد . بعدش م و بعد رفتیم بیرون دفتر و بعدش نماز خونه .کلی معلم جمع شدن.خانم و اقا . یکی رو دیدم ک فکر میکنم همون اقاهه بودش.اونم همش طرف ما رو نگا میکرد .ولی بازم مطمئن نیسم .خلاصه بعد از سخنرانی اقای رئیس در نمازخانه :) رفتیم توی کلاسامون . اقای سرگروه توضیحات لازم رو ارائه دادند .فریبا خیلی مهربونه.کلی برگه بهم داد ک برای کارم لازم بود .حالا همون هموقع ی خانمه هم اومده بهش میگه بمنم بده.گف خانم نمیتونم برا بچه هامه. بمن گف باشه باهم میریم کپی میکنیم.گفتم ببخشید دوستم پایین منتظرمه باید برم .برگشته میگه باشه ولی تو یه جایی گیر من میوفتی :|انگار ارث پدرش دست منه . پررو .چ آدمایی پیدا میشنا .

تهش هم با مصوم و م راهی خونه شدیم . ی فروشگاه بود ک توش چیزای گیلی گیلی میفروختن .با بچه ها اونجا هم رفتیم و اخرش برگشتیم خونه.

یعنی اون خودش بود؟:|ابروهای پیوسته اش ک همون بود ولی قیافه اش کلا فرق داشت.

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: جلسة عربية,جلسه,جلسه خصوصی مداحان,جلسه ارضيه بالانجليزي,جلسه پرستشی کلیسای ایرانیان,جلسه اول خواستگاری,جلسة مع الكفو,جلسه ارضيه,جلسه دوم خواستگاری,جلسة القرفصاء, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 17:56

صفحه بندی