
امروز تولد اقای پ استبعد مدرسه زودی ناهار خوردیم خسته و کوفته با فاطمه راه افتادیم رفتیم کلاس فیلمسازی . یه استاد جدید داریم برای درس جدید فیلمنامه نویسی خیلی بلده . کلاسشم سراسر جدیت و شلوغ یعنی بچ...
ادامه مطلب
۲۶ سالگی هم اتفاقات خوب داشت هم بد . خیلی سخت گذشت بهم . خیلی ادما رو شناختم . بزرگتر شدم . خیلی خطاها کردم . خیلی سخت گذشت ب طور کلی . سال سختی .خدا کمکم کنه ۲۷ سالگی خوبی داشته باشم .امروز همکارام ...
ادامه مطلب
سلام علیکماینجا سالن, زیبایی, یا همون ارایشگاه خودمونه. من نیم ساعته نشستم اینجا منتظرم نوبتم شه سوزان داره ابروهای مادرشو تتو میکنه من و اقای پ ظهری برا ناهار اومدیم خونه مادرشوهر یه ساعتی خوابیدم مادر...
ادامه مطلب
امروز تولد یاسین کوچولو بود . پارسال همین موقع همه رفتیم بیمارستان پیش ف و چند روز بعدش هم رفتیم خونشون . یادش بخیر دانشگاه . خیلی بهمون خوش میگذشت. ولی هی نق میزدیم زودتر تموم بشه . قدر ندونستیم . شاید بعضیا بگن معلمی خیلی شغل خوبیه و داری ناشکری میکنی ولی ب عنوان ی سال اولی واقعا داره سخت میگذره . امشب و با مصوم حرف میزدم اونم حال منو داشت . وقتی فک میکنم 26 سال باید اینطوری زندگی کنم دیوانه میشم . من ب سی نمیرسم :|میمیرم زود . پنجر پنجر پنجر...
ادامه مطلب