
صبح تو مدرسه دیدم خواهر شوهر کوچیکه اسمس داده حال بنده رو پرسیده تو دلم گفتم باز چه نقشه ای دارهنیم ساعت پیش اقای پ داشت با یکی بحث میکرد که تو میشینی برا خودت خیال پردازی میکنی و بد بینی من که همیشه ...
ادامه مطلب
چرا یکم خوشحالی به ما نیومده همه نامزدا انقد غصه دارن یا فقط ما اینجوری هستیم.تازه اقای پ رو راضی کرده بودم بریم شهری که مدرسه هامون هست خونه بگیریم . حتی مدیرش بهش گفته بود خونه خودشو گذاشته فروش و ما بریم ببینیم . که دیروز وقتی اقای پ رفته خونه، مثل اینکه صحبت خونه شده و به مادرش قضیه رو گفته .xa0 اقای پ همیشه میگفت مامان هیچی درباره ی اینکه ما پیشش بمونیم یا بریم نزده . و من چقد خوشحال بودم که اقای پ رو راضی کردم . بعد اینکه مادرش فهمیده ما نمیخوایم اونجا پیشش بمونیم بغض و ناراحتی کرده و به ا...
ادامه مطلب
امروز بابا منو رسوند مدرسه جدید . اولش که در زدم و خواستم برم تو درشون وا نشد و یکی از همکارا از اونور درو برام وا کرد . رفتم تو دیدم ماهگل خانوم اونجا نشسته . اولین ضد حال . ماهگل خواهر همسایه مونه که تو مدارس میچرخه و لباس میفروشه . مدرسه قبلی هم میومد . بعدش با اون دوتا دست دادم ولی با مدیر دست ن...
ادامه مطلب
جدیدا صبحا خواب میمونم و بابا مجبو میشه بیاد صدام کنه . جدیدا مدیر یه کارایی میکنه که باز هم میره رو اعصابم . جدیدا بعد از ظهر ک از مدرسه میام تا ساعت شش میخوابم . جدیدا نمازام یکی در میون شده . جدیدا تو کلاس بداخلاقم . اخه 34 تاااااااااااااااا خدایا ب کدومش برسم. امشب اقای اکبر و خانم بچه ها و اقای احمد و خانم بچه ها و عمو و زن عمویی بابا اومدن پیشمون ک ب داداش سر بزنن .عیادت . سینا کلاس چهارمه ولی باهم دوست شدیم . نیما مدرسه نمیره ولی کلی وروجکه.از سینا هم بیشتر حرف میزد :) من و سینا و نیما و ...
ادامه مطلب