نیم ساعت پیش اقای پ داشت با یکی بحث میکرد که تو میشینی برا خودت خیال پردازی میکنی و بد بینی من که همیشه موندم حالا یبار نشد بمونمو منم کار دارم مشکلات دارم و فلان... بعد اونطرف میگف فلانجا موندی اینم میگفت من کی موندم اگه شک داری برو بپرس
فک کردم داره با داماداش یا داداشا شاید صحبت میکنه که نشده حتما براشون ضامن بمونه برا وام ازش ناراحتن
یعد طرف قطع کردن گفتم با کی حرف میزدی نگفت دوباره پرسیدم گفت مامانم :|
فک کنید بعد ۳ روز مادرش طلبکارانه زنگ زده که چرا فلان شب پیش من نموندی و چرا رفتی خونه اونا موندی و اینم گفته اونجا نموندم . اخه ادم چقد بیشعور . چقد خودخواه . همینه دیگه به یکی محبت زیاد میکنی فک میکنه وظیفه ته . اون موقع که تو عروسی با پسرت چه چه میزدی نمیتونسی این حرفا رو بهش بگی نمیتونسی بپرسی من کجام چرا نیومدم شعورت نمیکشه دیگه بعد ۳ روز معلوم نیس با خودش چی فک کرده طلبکارانه زنگ زده
واقعا من چرا رفتم تو خانواده ای با این سطح شعور؟
حتما زنگ زده برا دخترشم اینا رو گفته اونم اسمس داده فضولی کنه .
مامان بیچاره من یکم دامادش ناراحت باشه مریض باشه یکم باهم قهر باشیم هرکار میکنه خوب بشه هرکار میکنه ما اشتی کنیم اونوقت مادرشوهر من هر کار میکنه ما دوتا جدا از هم باشیم انقد پسرتو دوس داشتی براش زن نمیگرفتی
عح
میدونم خیلی دارم تند میرم ولی اعصابم بهم ریخت شیطونه میگه این هفته هم نرم حالشو بگیرما نوکر بابات نیستم هر هفته بیام خونت ی شبم بمونم ک . دو روز زنگ بزن اون تا پسرت اون دخترات نوه هات بیان باهات بمونن
عحححححح
منه 23 ساله...
ما را در سایت منه 23 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 56