مدرسه جدید

خرید بک لینک
امروز بابا منو رسوند مدرسه جدید . اولش که در زدم و خواستم برم تو درشون وا نشد و یکی از همکارا از اونور درو برام وا کرد . رفتم تو دیدم ماهگل خانوم اونجا نشسته . اولین ضد حال . ماهگل خواهر همسایه مونه که تو مدارس میچرخه و لباس میفروشه . مدرسه قبلی هم میومد . بعدش با اون دوتا دست دادم ولی با مدیر دست ندادم .اخه اگه میخواست باهام دست بده باید دستشو جلو میاورد من که نمیتونم پررو پررو برم دست بدم باهاش . خلاصه نشستیم . قرار بود جلسه ساعت 10 باشه ولی تا نزدیک یازده همکارا تازه داشتن یکی یکی میومدن. اخرش بابا صبرش تموم شد در زد اومد تو خخخ جالب اینجاس بابا هم نتونست درو وا کنه اخه گیر داره دستگیرشون . وفت جلسه شروع نشده خانوم مدیر ما کار داریما خخخ و اونا تازه فهمیدن باید به خودشون بجنبن . خلاصه از من چندتا عکس انداختن که مثلا تو جلسه بودم و مرخصم کردن . همه شون شاد و شنگول بودن و جوشون خیلی صمیمی بود . با اسم کوچیک همو صدا میکردن . البته یکی اونجا هس که انگار با هم دوره ای های من مشکل داره . حال اونو باید بگیرم .

دوتا پایه چهارم داره مدرسه . یکیش دخترونه و یکیش پسرونه . معلم باسابقه دخترا رو برداشت و من دیگه جای اعتراض نداشتم . پسرا افتادن با من . 18 تان . خدا بهم قوت بده بتونم حریفشون بشم

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:01

صفحه بندی