صبح با اقای پ رفتم مدرسه قبلیم تا فرم ارزشیابیمو مدیر پر کنه و بهم نمره بده . مدیر و معاون و مربی پرورشی و خانم ق و شهره و مامانش که سال پایینی من بود و امستل فارغ التحصیل شده اونجا بودن . شهره بینیشو عمل کرده بود و خوشگل شده بود . دلم براش سوخت ک امسال قراره تو اون مدرسه کوفتی با اون مدیر باشه . ارزشیابی رو از 120 . 110 گرفتم و اون ده تایی ک کم شد بخاطر کم کاری مدیر بود در نگفتن اینکه من باید چیکار کنم . زهر آخرشو هم ریخت .
بابای علیرضا هم اومده بود برای کارای بیمه و نمیدونم چی چی علیرضا . برگشتنی علیرضا ک دم در بود تا چشمش ب من افتاد رفت تو ماشین باباش و زیر صندلی قایم شد . خجالت میکشه ازم :(
با اقای پ رفتیم گیسوم یه دوری زدیم و زود برگشتیم چون خواهر بزرگه و بچه ها خونه منتظرش بودن . گفت تو خونه کار داریم ولی فک کنم برنامه های دیگه ای داشتن ک ب من نگفت و منم نپرسیدم .
امروز خیلیییی بارون اومد . ولی هوا سرد نیس هنو .
برچسب: ارزشیابی,
نویسنده: ماهان اسماعیلی
تاريخ: جمعه
31 شهريور
1396 ساعت: 18:46