اوکی

خرید بک لینک
دیروز اقای پ و مادرش و داداشش اومدن خونه مون و همه چی رو برای جشن اوکی کردن . اگه از اولش این کارو کرده بودن منم از اقای پ و مامانم ناراحت نمیشدم.

البته به این نتیجه رسیدم مامان هم در متشنج کردن اوصاع بسیار دخیله

امروز دوباره خاله گل اومده بود و مامان جلوش یه حرفایی میزد که داشتم شاخ در میاوردم . خیلی بدم میاد از این کارش . به فکر من نیست و هرچی به ذهنش میاد میگه . با این کارش به بقیه اجازه میدن درباره من و خانواده ی اقای پ راحت اظهار نظر کنن .

زندگی با مادر شوهرم رو به مامانم ترجیح میدم . حداقل میدونم اینجوری باهام رفتار نمیکنه .

فردا میریم لباسمو تحویل بگیرم ان شاءالله و ایینه شمعدون و حلقه و دسته گل و از این چیزا بگیریم .

به مامان گفتم میخوام برای اقای پ حلقه پلاتین بگیرم میگه نه طلا رو بگیر براش حالا اون هر کار میخواد با طلاش بکنه . چرا واقعا مامان اینجوری میکنه ؟

حلقه واسه دست کردنه دیگه دکور نمیخوام بگیرم که فقط بگم ما مسئول حلقه بودیم و انجام دادیم . من دلم میخواد اقای پ حلقه شو دستش کنه. هرچند اون بنده خدا میگه برام نقره بگیر ارزون تر ولی من دوس دارم براش پلاتین بگیرم :(

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: اوکی, نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:17

صفحه بندی