پنج شنبه با اقای پ رفتیم برای سازماندهی و مشخص کردن مدرسه ها . همه ی امتیاز بالاها و با سابقه ها مدرسه ها رو پر کرده بودن . ولی مدرسه پارسالم خالی بود چون ب خاطر اخلاق گند مدیر هیشکی اونجا رو برنداشته بود . خلاصه اقای پ که به عنوان دستیار اقای خ . ا کنارش نشسته بود هم هوامو داشت . اقای خ . ا پارسال بابای منو دراورد . ادم نامرد . بالاخره با خواست خدا یه پایه ی چهارم پیدا کردم تو یه مدرسه خوب و از شر مدرسه قبلیم راحت شدم . دوستم ک پارسال با پارتی بازی اقای خ . ا مدرسه نزدیک افتاده بود امسال بخاطر امتیاز کمش افتاد مدرسه ی من . با اینکه پارسال خیلی زجر کشیدم ولی دلم براش سوخت .
خوبی سازماندهی این بود دوستامو دیدم .بعد از سازماندهی با اقای پ ناهار رفتم خونشون . هم واقعا دوس ندارم زیاد برم اونجا احساس غریبی میکنم . با اینکه بعد از پاگشا اولین بار بود ک میرفتم اونجا
الانم با اقای پ لج کردم یه حرفی زدم ناراحت شد
فک کنم خوابیده
:( خو اونم ناراحتم کرد دیگه
منه 23 ساله...ما را در سایت منه 23 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59