ووی دیشب که اقای پ خونمون بود و من داشتم با مامان سر نذاشتن فیلم دوربین صحبت میکردم یهو اقای پ اومد میانجی گری کنه و منم ناخوآگاه بهش گفتم تو چی میگی و همین شد ماجرای قهرمون . اقای پ بهش برخورد و ا اون بدتر قهر کردن من بود که تا امروز ظهر ادامه داشت ولی مثل اینکه فعلا نازم خریدار داره
خلاصه اشتی کردیم و عصری ساعت 5 رفتیم محضر
اونجایی که اتاق عقد بود مثلا مثل یه سوئیت بود . عین خونه . مبله و فرش و مرده و پنکه و همه چی از فضاش خوشم اومد ولی سفره عقدشو دوس نداشتم . خلاصه جمع صمیمی بود و خدا رو شکر ایندفعه تو عکسا خوب بودم چون به اندازه ی خودم ارایش کردم و خیالم راحت بود :) خدا رو شکر
زیر لفظی هم از اقای پ پلاک و ان یکاد گرفتم :) سعی کردم برا همه هم دعا کنم
و دیگه اینکه...هممم دیگه حضور ذهن ندارم
همه چی آرومه
برامون دعای خیر کنید
منه 23 ساله...ما را در سایت منه 23 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 54