خرید بک لینک
امروز 17 خرداد من و اقای پ به طور رسمی عقد کردیم.

ووی دیشب که اقای پ خونمون بود و من داشتم با مامان سر نذاشتن فیلم دوربین صحبت میکردم یهو اقای پ اومد میانجی گری کنه و منم ناخوآگاه بهش گفتم تو چی میگی و همین شد ماجرای قهرمون . اقای پ بهش برخورد و ا اون بدتر قهر کردن من بود که تا امروز ظهر ادامه داشت ولی مثل اینکه فعلا نازم خریدار داره

خلاصه اشتی کردیم و عصری ساعت 5 رفتیم محضر

اونجایی که اتاق عقد بود مثلا مثل یه سوئیت بود . عین خونه . مبله و فرش و مرده و پنکه و همه چی از فضاش خوشم اومد ولی سفره عقدشو دوس نداشتم . خلاصه جمع صمیمی بود و خدا رو شکر ایندفعه تو عکسا خوب بودم چون به اندازه ی خودم ارایش کردم و خیالم راحت بود :) خدا رو شکر

زیر لفظی هم از اقای پ پلاک و ان یکاد گرفتم :) سعی کردم برا همه هم دعا کنم

و دیگه اینکه...هممم دیگه حضور ذهن ندارم

همه چی آرومه

برامون دعای خیر کنید

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:37

صفحه بندی