شب هم که طفلک رسید خونشون و تا اومدیم دو کلوم چت کنیم یهو اقای پ غیب شد.
و بعد پیام داد که مادربزرگش فوت کرده و همه رفتن اونجا :(
اونروزی که گف چهارشنبه نکبت گرفتم برا عقد میگفتم وا چرا صبر نکردی تا روز میلاد که فرداس . و مادربزرگ نیس . خدا رحمتشون کنه .
طفلکی اقای پ
طفلکی مادرش
طفلکی من
برچسب:
نویسنده: ماهان اسماعیلی