مادر بزرگ آقای پ

خرید بک لینک
خب از ظهری که آقای پ با داداشش رفتن کوه برای نمیدونم چه کاری .

شب هم که طفلک رسید خونشون و تا اومدیم دو کلوم چت کنیم یهو اقای پ غیب شد.

و بعد پیام داد که مادربزرگش فوت کرده و همه رفتن اونجا :(

اونروزی که گف چهارشنبه نکبت گرفتم برا عقد میگفتم وا چرا صبر نکردی تا روز میلاد که فرداس . و مادربزرگ نیس . خدا رحمتشون کنه .

طفلکی اقای پ

طفلکی مادرش

طفلکی من

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:37

صفحه بندی