گردش ما دوتا

خرید بک لینک
خب سلام علیکم

یه هفته ای از محرم شدن منو اقای پ میگذره

امروز صب که سر راهش میاد دنبال مامان و تا محل کارش میبردش، مامان بهش میگه امروز بیا و با خانومت برین برین یکم بچرخین . اخه یبار بعد مدرسه تا جنگل رفتیم مامان زنگ زد گفت زود بیاین خونه و گیر داد خخخ مامانم از بابا گیر تره .

خلاصه منو اقای پ کلی تعجب کردیم و گفتیم ع مامان دلش برامون سوخته ها .

امروز اومد و خواستیم بریم کوه . هنو به مقصد نرسیده بودیم که بوم . ماشین خورد به دو عدد سنگ کوچک و دوتا لاستیک سمت راست ترکید .

هی خخخ

بد شانسی اینجاس که لاستیک های جلو رو اقای پ طفلک همین امروز خریده و زده بود .

با زاپاس جلو رو عوض کردیموو عقب بی لاستیک موند . انتن هم ک موجود نبود.

خلاصه انقد ماشینا رو نگا کردیم که یهو هم محله ای اقای پ با خانوادش رو دیدیم اونجا . لاستیک ماشینشون ک ب ما نمیخورد شماره بابا رو دادم گفتم پاییین ک میرید زنگ بزنید بیاد کمک خخخ

هیچی دیگه دوتایی نشستیم کنار ماشین و کوه و جنگلو نگاه کردیم تا بابا اومد و نجاتمون داد .

خخخخ

خدایاااااااا

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 0:04

صفحه بندی