خرید عروسی

خرید بک لینک
امروز من و مامان و آقای پ و خواهر کوچیکشون راهی خرید شدیم .

خواهر کوچیکه خیلییی مهربونه . امیدوارم همیشه اینجوری بمونه.

قرار بود مادرشون هم بیاد خدا رو شکر که نیومد وگرنه اسیر میشد با ما . از صب تا غروب داشتیم خرید میکردیم . صبی زنگ زد معذرت خواست و گفت عروسش که پا به ماست حالش خوب نیس و نمیتونه تنهاش بذاره .

الهی بمیرم برای اقای پ . چقد خرج عروسی سنگینه. منم همه سعی مو کردم بهش فشار نیارم .

از شمایی که میخونی هم خواهشمندم به اقاتون سخت نگیرین :)♡ راسی میدونسین برا خرید عروسی اول باید قران بخرین؟ من نمیدونسم خواهر اقای پ بهم گفت

خلاصه امروز خدا رو شکر خیلی خوب بود .

فردا هم آقای پ میره سر صندوق با همین خستگی .

راسی دخترا هم غیرت دارنا. مثلا امروز دلم نمیخواس اقای پ سرشو از رو زمین بلند کنه و وقتی ی دختر بد حجاب از جلومون رد میشد دلم میخواس بپرم اون دخترو خفه کنه

لطفا با حجاب باشین

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:27

صفحه بندی