اقای پ از صبحی زود و با همون جون خسه رفته پای صندوق و هنو برنگشته
امشب زهرا به بچه ها گفت ماجرای اقای پ رو
حالا دعوتشون کردم که بیان دیگه .
نمیدونم چرا از دوستام میترسم خخ
اقای پ زودتر بیا دیگه
برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 0:27