گره گشایی

خرید بک لینک

خیلی سریع و خلاصه بنویسم .

شنبه مامان یک و نیم بهم پول داد خودمم ۳ تا پارسیان فروختم یکم هم اقای پ گذاشت روش و یکشنبه رفتیم ثبت نام کرویم و انتخاب واحدم کردیم . اقای پ زنگ زد ب مسئول اموزش و اون گفت امکانش نیس خانومتو جاب جا کنم . خلاصه ما تند از استارا حرکت کردیم ب سمت خونه و ساعت ۱ رسیدیم . اقای پ رفت اداره و ۲ برگشت و ابلاغمو داد دستم . فرداییش رفتم مدرسه همه چی برام سوت و کور بود مخصوصا اینکه دومام هم به شدت ضعیف بودن و مدیرمون هم خیلی با تخیلاتم فرق داشت . ن ک بد باشه ها نه مث مدیر قبلیم اعتماد بنفس نداشت . خلاصه دیروز خیلی سخت گذشت بهم خیلی تو کانالا دنیال راهکار بودم برا اینکه کلاسمو بعتر اداره کنم و امروز واقعا کلاس خوبی داشتم و تدریس ب اولا بی نهایت بهم مزه داد اما

همکار اقای پ از مدرسه شون رفت رشت . و پایه پنج و شش خالی شد و اقای پ زنگ زد ب مدیرش . مدیر زنگ زد ب مسئول اموزش و اونم گفت باشه قبوله . امروز بعد مدرسه ابلاغ پایه پنج و شش رو گرفتم

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:17

صفحه بندی