رفیقی ک نمیخوامش

خرید بک لینک

من از دبستان و راهتمایی یه دوستی داشتم که خب از نظر خانوادگی خیلی با ما فرق داشتن خواهر برادرای بزرگتر از خودش داشت ک همچین مودب و فرهیخته هم نبودن . نمیگم حالا ما فرهیخته ایم نه نیسیم ولی مودب سعی میکنیم باشیم . این رفیق ابتدایی زیاد باهاش نمیگشتم ولی اون همیشه دور و برم میپلکید . راهنمایی خب دوره ی شر و شور بازیه . منم خیلی انرژی داشتم که احساس میکردم فقط با عاطفه میتونم تخلیه اش کنم . اخه اون خیلی مسخره بازی در میاورد همیشه میخندید و فلان . طوری ک رفت و امدش ب خونه ما شکل گرفت . بعد برا مسخره بازی شماره های شانسکی میگرفتیم فوت میکردیم یا مسخره میکردیم و فلان منم خیلی خوشم میومد . دبیرستان راهمون از هم جدا شد من نمونه دولتی قبول شدم و رفتم . اوتجا دوساای جدیدی پیدا کردم تجربیاتم بیشتر شد دیگه با عاطفه رفت و امد نداشتم تا اینکه کنکور دادم و بابام برام گوشی گرفت ی سال بعد اتفاقی تو خیابون دیدمش پیله کرد ک شماره تو بده پیچوندم . بعد ی مدت زنگ زد ب خونمون ک شماره تو یادت رفت بدی و بده و فلان

خلاصه من شمارمو دادم . رفتم دانشگاه اونجا کلا ی دختر دیگه شدم خب چادری هم شده بودم چادر هم خیلی رفتارمو عوض کرد . بعد حالا دبیرستان درسته ک بچه های خوبی دور و برم بودن اما اونجا تو دانشگاه فرهنگیان دیگه گلچین بچه های خوب بود دیگه . طوری ک شر و شورشون من بودم . بقیه همه خانوم بودن و سر سنگین . خلاصه طوری شد ک دوستی با عاطفه برام چندش اور بود و هست هنوز . نه بخاطر اینکه من با اون فرق دارم نه . بخاطر اینکه رفتارهایی داره متنفرم .

مثلا وقتی با ادم صحبت میکنه صدتا فحش میده ب ادم . اصلا هم براش مطرح نیست ۴ تا بزرگتر دور و برش باشن . بعد اینکه میخواد از ادم بکنه . مثلا من اگه ی پس اندازی داشته باشم فک میکنه وظیفه مه بهش قرض بدم . از اون بدتر وقتی از ادم چیزی رو قرض میگیره ب ادم پس نمیده .

خب چرا من باید با همچین ادمی دوستی کنم ؟ وقتی اونو دوست خودم نمیدونم .

برا همین خیلی وقته ک تصمیم گرفتم جواب تلفن و اسمساشو ندم . اخرین بار هم عروسیم دیدمش ک شال نومو ک بهش قرض داده بودم نامزدی خواهرش بذاره سرش کرده بود اومده بود عروسی خودم البته خب زشته این چیزا رو بگم اون مساله ای نیس حالا ی شال ک این حرفا رو نداره اونو بخشیدم اصلا . ولی خب ادم چقد میتونه پررو باشه .

بعد عروسی چن بار زنگ زد باهاش حرف زدم دیدم ن نمیتونم تحملش کنم . دیگه جوابشو نمیدم . الان دوباره زنگ زده و جواب ندادم پیام داده اگه زنده ای جواب بده ک نه ک هیچ . شما حساب کن چقد دیگه نفهمه.

خلاصه عزم من جدیه و به درک ک ازم ناراحت بشه

حالا یبار زنگ زده بود هندی کمتو بده تولد دخترم فیلم بگیرم خدا بهم رحم کرد ک جوابش کردم وگرنه اونم الان پر بود فیلمامونم لابد پخش بود .

ایش

همین دیکه . خونه تنهام . ظرفا تو سینگ . من ظرفا رو میشورم اما شام درس نمیکنم چون حوصله شو ندارم ایش

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: چهارشنبه 13 شهريور 1398 ساعت: 13:55

صفحه بندی