کم کم تابستون داره تموم میشه

خرید بک لینک
اره کم کم تابستون داره تموم میشه و من اونطور که فکر میکردم قراره خودمو آماده کنم عمل نکرده و بسیار بی برنامه و بی خیالیم.

دلم به تشکیل جلسه خوش بود . که اونم رفت تا چهارشنبه . صب تا 11 خوابیدم . 5 بار از مدرسه زنگ زده بودن گوشی هم ک سایلنت . تهش با خط یکی ک نمیدونم کی بود خبر دادن ک جلسه شده چهارشنبه .

حدود ساعت 12 حاج بانو خانوم و نوه اش فاطمه اومدن پیشمون.فاطمه میره کلاس پنجم کلی امار کلاسشونو ازش گرفتم .سوءاستفاده کردم .

الانم خاله پیشمونه .

آلزایمر گرفتم .

امروز فهمیدم چقد عجله کردم .مصوم رفته بود مدرسه اش. مثل اینکه اونجا واقعا مجهزه و تعداد شاگرداش هم کمتره . لعنت ب تو خ ا . خر . خب اگه میخواستی منو بفرستی اونجا زودتر میگفتی . عح.

ولی عیب نداره . من شاگردامو میسازم :))

آلزایمر.

یه چیزی میخواسم بگم ک الانم یادم نیس

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 72 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 4:53

صفحه بندی