دلم به تشکیل جلسه خوش بود . که اونم رفت تا چهارشنبه . صب تا 11 خوابیدم . 5 بار از مدرسه زنگ زده بودن گوشی هم ک سایلنت . تهش با خط یکی ک نمیدونم کی بود خبر دادن ک جلسه شده چهارشنبه .
حدود ساعت 12 حاج بانو خانوم و نوه اش فاطمه اومدن پیشمون.فاطمه میره کلاس پنجم کلی امار کلاسشونو ازش گرفتم .سوءاستفاده کردم .
الانم خاله پیشمونه .
آلزایمر گرفتم .
امروز فهمیدم چقد عجله کردم .مصوم رفته بود مدرسه اش. مثل اینکه اونجا واقعا مجهزه و تعداد شاگرداش هم کمتره . لعنت ب تو خ ا . خر . خب اگه میخواستی منو بفرستی اونجا زودتر میگفتی . عح.
ولی عیب نداره . من شاگردامو میسازم :))
آلزایمر.
یه چیزی میخواسم بگم ک الانم یادم نیس
منه 23 ساله...ما را در سایت منه 23 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 72