کلی زحمت کشیدم سفره ی خوشگل انداختم اما موقع خوردن هیچی از گلدم پایین نمیرفت این هفته خیلی کم پیش مامان بابام بودم.
صبح ک خسته و کوفته رفتم مدرسه شب هم خواهرزاده های اقای پ خودشون به دعوت خودشون اومدن پیشمون :|
اقای پ جوجه کباب درست کرد منم شامی و سالاد ماکارونی و سالاد و زیتون پرورده . قشنگ دهن خودمو آسفالت کردم . ظرفای شامم نشستم اقای پ شست
لیوانا و استکان ها موندن که باید برم بشورم
عصری جلسه ی جابر بود نرفتم .
خسته بودم واقعا
دیشب به شوخی زدم رو شکم اقای پ صاف خورد به معده اش . و دردش اومد و الانم باهام قهر کرده . خواستم اشتی کنم اما پر رو بازی درآورد دیگه دوس ندارم اشتی کنم
منه 23 ساله...ما را در سایت منه 23 ساله دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 42