خرید بک لینک
عصر جمعه رفتم پیش مامان اینا و شب یلدا اونجا بودم

کلی زحمت کشیدم سفره ی خوشگل انداختم اما موقع خوردن هیچی از گلدم پایین نمیرفت این هفته خیلی کم پیش مامان بابام بودم.

صبح ک خسته و کوفته رفتم مدرسه شب هم خواهرزاده های اقای پ خودشون به دعوت خودشون اومدن پیشمون :|

اقای پ جوجه کباب درست کرد منم شامی و سالاد ماکارونی و سالاد و زیتون پرورده . قشنگ دهن خودمو آسفالت کردم . ظرفای شامم نشستم اقای پ شست

لیوانا و استکان ها موندن که باید برم بشورم

عصری جلسه ی جابر بود نرفتم .

خسته بودم واقعا

دیشب به شوخی زدم رو شکم اقای پ صاف خورد به معده اش . و دردش اومد و الانم باهام قهر کرده . خواستم اشتی کنم اما پر رو بازی درآورد دیگه دوس ندارم اشتی کنم

برچسب: نویسنده: ماهان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:17

صفحه بندی