پارچه

خرید بک لینک
دیروز بعد خواب عصر پاییزی رفتیم دنبال مامان خاله گلم اونجا بود رسوندیمش بعد رفتیم دوتا پارچه, پالتو گرفتم یکیش یکم شله یه دختره اونجا بود بهم گفت اینا شل در میاد خو نمیگفتی بهم . یکیش زرشکی با چهارخونه ریز مشکی یکیشم ک شله از رنگهای یاسی بافته شده بهمه . هردوتاشم افتاد گردن مامان . بمیرم ک من هیچوقت هیچکار براش نکردم

شام خونه ما موندیم و من شارژرمو برداشتم و بعد ازمون ضمن خدمتو دادیم و اومدیم خونه .

امرو بعد خواب پاییزی رفتیم فروشگاه ۱۸۰ تومن از پس اندازم کسر شد با خریدا . رب شده ۲۰ تومن ای بمیرید

اقای ش ک اومده بود کلاسم هم اونجا بود رفت دخترشو صدا کرد همو دیدیم

دخترش شاگردم بود انقد ذووووق کردم . نگار

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: چهارشنبه 21 آذر 1397 ساعت: 23:09

صفحه بندی