دایی و امیررضا هم اونجا بودم . بعد ناهار منو خاله رفتیم مزرعه و کلی پیاده روی کردیم یکم باد میومد سرم درد گرفت و برگشتیم . شامم اونجا بودیم دوس داشتم یکم زودتر برگردیم به کارام برسم ک نشد .
امروز مراسم هفت شوهرخاله ی اقای پ هم بود .
فردا دیگه مرخصه میاد پیشم.
میخوام بگم بعد مدرسه خودش بیا دنبالم باهم بریم برا شاگردم کره جغرافیایی جایزه بگیرم
اصلا کلا روزایی ک خودش میاد دنبالم خوشحال ترم
ما را در سایت منه 23 ساله دنبال میکنید
برچسب: بابابزرگ, نویسنده: بازدید: 36