مخ متلاشی

خرید بک لینک
امرو به یکی از پسرام گفتم میدونستی خیلی حرف میزنی ؟  اخه یکسره میگفت خانم خانم و الان که بهش فکر کردم ناراحت شدم اخه شاگرد خوبمه توی اون شلوغی هی رفت رو اعصابم

وای خیلی بد اخلاق شدم 

امروز به بچه ها گفتم چرا اول سال پسرای خوبی بودین الان شلوغ شدین رحمان گفت اخه اول سال ازتون میترسیدیم:| یعنی الان دیگه نمیترسن منم گفتم مگه آدم بخاطر ترسیدن از کسی باید منظم و خوب باشه ؟  که دیگه حرفی نزد 

مامان غروبی فشارش پایین اومده بود با بابا رفت دکتر منم همه ی انرژیمو گذاشتم شام پختم که الان خودم حوصله ندارم برم شام بخورم .

حوصله ی هیچگونه فعالیتی رو ندارم :(

منه 23 ساله...

ما را در سایت منه 23 ساله دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 14:04

صفحه بندی