
صب ک پامو گذاشتم کلاس گفتم همه دست راستشونو بیارن بالا و قول بدن ک امروز بچه های خوبی باشن. قول دادن.کلاس چنان با نظم بود ک خودم باورم نمیشد.زنگ دوم هم عالی بودن.زنگ سوم رفتیم ورزش.پسرا با معلمشون من با دخترام کلی بازی کردیم.زنگ چهارم مگه دیگه میشد نگهشون داشت؟ از شانس من معاون هم همون دقایق ابتدایی ورودم ب کلاس اومد دید به کلاس چ وضعیههه .ابروم رفت :| الان فک میکنه نمیتونم ساکتشون کنم.خلاصه دو زنگ اخر دق دادن منو . سبا هم با معصومه دعوا گرفته بود و بچه ها گفتن داشت خفه اش میکرد. م میگه دو تا از...
ادامه مطلب